با توجه به اهميت نازايي در طب زنان و شيوع فيبرومهاي رحمي در سنين توليد مثل برخورد صحيح با فيبروم در بيماران نازا از اهميت خاصي برخوردار است.
در مطالعات مختلف اتفاق نظري راجع به اثر فيبروم بر روي نتايج ART وجود ندارد. در مطالعهاي گذشتهنگر در سال 2001 كه تحت عنوان " ليوميومهاي رحمي و اثرات آنها روي IVF " انجام شد نتيجه گرفته شد كه ليوميوم روي IVF اثر منفي ندارد و اندازه و محل فيبروم هیچ تاثیری روي نتيجه IVF نخواهد گذاشت (1). حال آنكه در برخي مطالعات فيبرومهاي بالاي 5 سانتيمتر را عامل خطر دانستهاند (2). در مطالعهاي ديگر عنوان شده است كه ميومهاي تنه رحم كه در داخل حفره رحم قرار نگرفته و آويزان نشده باشند و زير 7 سانتيمتر باشند ميزان لانهگزيني و سقط را در IVF و ICSI افزايش نميدهند (3).
مواد و روشها
در اين مطالعه همگروهي ( Cohort )،120 سيكل فنآوري كمك باروري در بيماران نازاي داراي فيبروم و 240 سيكل
فنآوري كمك باروري در بيماران نازاي فاقد فيبروم مورد مطالعه قرار گرفته و از نظر وقوع سقط تا 20 هفته مورد بررسي قرار گرفتند.
وجود و فقدان فيبروم در بيماران بوسيله سونوگرافي يا لاپاروسكوپي تاييد شد. بيماران فيبرومدار از نظر اندازه فيبروم در سه گروه: 3 سانتيمتر و كمتر، 5-1/3 سانتيمتر و بيشتر از 5 سانتيمتر قرار گرفتند.
از همه بيماران موافقت جهت ورود به مطالعه گرفته شد و هيچ گونه هزينه و يا داروي اضافي به بيماران تحميل نشد. اطلاعات دموگرافيك بيماران از طريق مصاحبه وارد پرسشنامه شد و اطلاعات مربوط به پاراكلينيك و اقدامات درماني از روي پرونده بيماران استخراج شد.
برای تحليل آماري از آزمونهاي كای دو، آزمون دقیق فیشر، Man-Whitney U-test و مدل رگرسيون لجستيك استفاده شد.
همه بيماران در سيكل GnRH-a–Long-protocol قرار گرفته و تجويز GnRH-agonist از روز 21 سيكل قبل از ART