مقالات
طرح های تحقیقاتی
مجلات عضو
فهرست مقالات ( 4 ) مقاله :
: 5223
: 286
: 0
ایندکس شده در :

  

  با توجه به اهميت نازايي در طب زنان و شيوع فيبروم­هاي رحمي در سنين توليد مثل برخورد صحيح با فيبروم در بيماران نازا از اهميت خاصي برخوردار است.

  در مطالعات مختلف اتفاق نظري راجع به اثر فيبروم بر روي نتايج ART وجود ندارد. در مطالعه­اي گذشته­نگر در سال 2001 كه تحت عنوان " ليوميوم­هاي رحمي و اثرات آنها روي IVF " انجام شد نتيجه گرفته شد كه ليوميوم روي IVF اثر منفي ندارد و اندازه و محل فيبروم هیچ تاثیری روي نتيجه IVF نخواهد گذاشت (1). حال آنكه در برخي مطالعات فيبروم­هاي بالاي 5 سانتي­متر را عامل خطر دانسته­اند (2). در مطالعه­اي ديگر عنوان شده است كه ميوم­هاي تنه رحم كه در داخل حفره رحم قرار نگرفته و آويزان نشده باشند و زير 7 سانتي­متر باشند ميزان لانه­گزيني و سقط را در IVF و ICSI افزايش نمي­دهند (3).

 

  مواد و روشها

  در اين مطالعه هم­گروهي ( Cohort )،120 سيكل فن­آوري كمك باروري در بيماران نازاي داراي فيبروم و 240 سيكل
فن­آوري كمك باروري در بيماران نازاي فاقد فيبروم مورد مطالعه قرار گرفته و از نظر وقوع سقط تا 20 هفته مورد بررسي قرار گرفتند.

  وجود و فقدان فيبروم در بيماران بوسيله سونوگرافي يا لاپاروسكوپي تاييد شد. بيماران فيبروم­دار از نظر اندازه فيبروم در سه گروه: 3 سانتي­متر و كمتر، 5-1/3 سانتي­متر و بيشتر از 5 سانتي­متر قرار گرفتند.

  از همه بيماران موافقت جهت ورود به مطالعه گرفته شد و هيچ گونه هزينه و يا داروي اضافي به بيماران تحميل نشد. اطلاعات دموگرافيك بيماران از طريق مصاحبه وارد پرسشنامه شد و اطلاعات مربوط به پاراكلينيك و اقدامات درماني از روي پرونده بيماران استخراج شد.

  برای تحليل آماري از آزمونهاي كای دو، آزمون دقیق فیشر، Man-Whitney U-test و مدل رگرسيون لجستيك استفاده شد.

همه بيماران در سيكل GnRH-a–Long-protocol قرار گرفته و تجويز GnRH-agonist از روز 21 سيكل قبل از ART

 

نویسندگان: عباس رحیمی فروشانی, کاظم محمد, حجت الله سعیدی سعید آبادی
کلیدواژه ها : ناباروری - لانه گزینی - سقط - لیومیوم - مطالعه هم گروهی - روشهای کمک باروری - فیبروم رحمی
: 9920
: 47
: 0
ایندکس شده در :
مقدمه: مطالعات نشان ميدهد حدود 15-10% زوجيني كه در سنين باروري قراردارند با مشكل ناباروري مواجه ميباشند. از طرفي حدود 20% از تمامي زنان در دورة باروري داراي ميوم هستند. اگرچه ميوم علت اوليه ناشايعي براي ناباروري است و به عنوان علت منفرد فقط در درصد كمي از بيماران نابارور گزارش ميشود، ولي با توجه به اهميت ناباروري در طب زنان و شيوع فيبروم رحمي در سنين توليدمثل و اختلاف نظري كه در مطالعات راجع به اثر فيبروم بر روي باروري وجود دارد، برخورد صحيح با فيبروم در بيمار نابارور از اهميت خاصي برخوردار است. لذا با توجه به تناقضات موجود در نتايج حاصل از مطالعات محققين در خصوص تأثير ميوم بر موفقيت درمان ناباروري، مطالعه حاضر با هدف تعيين اثر فيبروم رحم بر احتمال لانهگزيني و سقط در سيكلهاي فنآوري كمك باروري انجام شده است. مواد وروشها: در اين مطالعة هم گروهي آيندهنگر، 120 سيكل فنآوري كمك باروري در بيماران نابارور داراي فيبروم و 240 سيكل فنآوري كمك باروري در بيماران نابارور فاقد فيبروم مراجعه كننده به بيمارستان شريعتي در سالهاي 81 ـ1380 تحت مطالعه قرار گرفته و اثرات فيبروم روي ميزان لانهگزيني و وقوع سقط پس از حذف فاكتورهاي مخدوشكننده با استفاده از مدل لجستيك رگرسيون مورد بررسي قرار گرفته است. نتايج: نتايج نشان داد كه لانهگزيني در افراد داراي فيبروم و فاقد فيبروم به ترتيب 7/16% و 7/28% بود كه اختلاف از نظر آماري معنيدار است(7/2-1/1=CI، 72/1=OR، 014/0=P). ارتباط مذكور پس از حذف فاكتورهاي مخدوش كننده واضحتر شد؛ به طوريكه OR تعديل شده از 72/1 به عدد 17/2 افزايش يافت. ميزان لانهگزيني در فيبرومهاي با اندازة كمتر از cm3 بيشتر از فيبرومهايcm5-1/3 بود. ميزان سقط در افراد داراي فيبروم و فاقد فيبروم به ترتيب 4/71% و 9/34% بود كه نشان داد سقط به طور معنيدار در افراد داراي فيبروم حتي پس از حذف ساير فاكتورها بيشتر است(024/0=p). نتيجهگيري: در مطالعه حاضر اثرات منفي فيبروم روي لانهگزيني و افزايش سقط را حتي پس از حذف فاكتورهاي مخدوش كننده مشاهده كرديم، ولي انجام كارآزماييهاي باليني جهت بررسي تاثير جراحي انواع فيبروم با اندازههاي مختلف قبل از درمان ناباروري، ضروري است.
نویسندگان: لیلی صفدریان
کلیدواژه ها : تحریک تخمکگذاری - گنادوتروپین یائسگی انسان - روش با دوز ثابت - روش با دوز کاهش یابنده - ناباروری - ZIFT - روشهای کمک باروری
: 8521
: 1
: 0
ایندکس شده در :
زمينه و هدف: از حدود نیم قرن پیش گنادوتروپینهای اگزوژن با روشهای متنوعی، جهت القاء تخمکگذاری در درمان اختلالات تخمکگذاری و انجام روشهای فنآوری کمک باروری استفاده ميشوند. بدلیل کاربرد وسیع دو روش كاهش مرحلهای و روش با دوز ثابتhMG در القاء تخمکگذاری، هزینه بالا و عوارض زیاد ناشی از درمان و نيز عدم دستيابي به نتايج مشترك در خصوص ارجحيت يكي از اين دو روش در مطالعاتي كه قبلاً انجام شده است این مطالعه با هدف مقایسه دو روش از لحاظ مقدار داروی لازم، نیاز به افزایش دوز دارو در حین درمان، ضخامت و الگوی اندومتر و میزان حاملگی به دنبال درمان، انجام شده است.روش بررسي: در این مطالعه همگروهي تاریخی، تعداد 245 سیکل از هر روش از پرونده بیماران نابارور بیمارستان شریعتی تهران در سالهای 83-1382، مورد بررسی قرار گرفتند. تمامي بیماران کمتر از 35 سال سن داشته، كانديداي اهداء تخمك و مبتلا به PCOS و يا آمنوره هیپوتالامیک نبودند. بعد از سركوب هیپوفیز با پروتکل طولانی مدت آگونیست GnRH،hMG در روش كاهش مرحلهای با تجويز 4-2 آمپول 150 واحدی شروع و در چندین مرحله کاهش دوز به میزان نصف آمپول هر 3-2 روز، بر پایه یافتههای سونوگرافیک انجام شد. در روش ثابت همان دوز ابتدایی 4-2 آمپول 150 واحدي بدون کاهش در طول سیکل ادامه یافت. بعد از تزریق hCG، اووسیتهای حاصل، در روش ZIFT به كار گرفته شد. برای تحلیل دادهها از نرم افزار آماری SPSS وآزمونهایt-test، 2 و Fishers exact استفاده شد.05/0≥p سطح معنیدار آماری در نظر گرفته شد.نتایج: از نظر تعداد اووسیتهاي حاصل، کیفیت زایگوت، ضخامت اندومتر و میزان حاملگی، دو روش ذكر شده، تفاوت معنیدار آماری نداشتند. روش کاهش مرحلهای به طور معنیداری با الگوی اندومتر سه خطی بیشتر و الگوی اکوژن کمتری همراه بود (001/0=p). روش کاهش مرحلهای نسبت به روش ثابت با متوسط تعداد آمپول مصرف شده کمتر (4/26 عدد در برابر 2/32 عدد آمپول،000/0=p ) و موارد کمتر نیاز به افزایش دوز در حین انجام درمان (به ترتيب 42 سيكل (1/17%) در برابر 99 سيكل (4/40%)،000/0=p ) همراه بود. نتیجه گیری: با توجه به عدم تفاوت معنيدار بین دو روش از نظر میزان حاملگی و نتیجه درمانی، روش کاهش مرحلهای با مصرف تعداد كمتر آمپول hMG، در بیماران بررسی شده، روش مناسبتری به نظر میرسد. بدیهی است برای حصول به یک نتیجه قطعی، نیاز به بررسیهای بیشتر با در نظر گرفتن دیگر شرایط از جمله ابتلا به PCOS، آمنوره هیپوتالامیک و ... وجود دارد.
نویسندگان: الهه مسیبی, محمدباقر لاریجانی, مرضیه آقاحسینی, اشرف آل یاسین, رامین حشمت
کلیدواژه ها : ناباروری - لپتین - شاخص توده بدنی - مایع فولیکولی - تحریک تخمکگذاری - روشهای کمک باروری
: 22659
: 17
: 0
ایندکس شده در :
زمينه و هدف: با توجه به بار مالي و رواني كه تكنيكهاي كمك باروري (ART) به زوجين نابارور تحميل ميكند، پيشبيني نتايج آن از اهميت ويژهاي برخوردار است. با توجه به مطالعات قبلي، سطح لپتين ميتواند با باروري ارتباط داشته باشد. لذا هدف از انجام اين مطالعه بررسي ارتباط سطح لپتين سرم، لپتين مايع فوليکولي و نسبت سطح سرمي لپتين به شاخص توده بدني (BMI) با نتايج تکنيکهاي کمک باروري بود. روش بررسي: 99 خانم غيرمبتلا به تخمدان پليكيستيك (PCO) از بيماران نابارور مراجعه كننده به بيمارستان دكتر شريعتي در نيمه اول سال 84 انتخاب و تحت تحريک تخمداني با پروتكل طولاني مدت قرار گرفتند. لپتين سرم در روز شروع تجويز گنادوتروپين و لپتين مايع فوليکولي در روز دريافت اووسيت اندازهگيري شد و نتايج حاصله در دو گروه باردار و غيرباردار با نرم افزار SPSS و آزمون t مورد مقايسه قرار گرفت. 05/0p < معنيدار در نظر گرفته شد.نتايج: ميانگين هندسي لپتين سرم در گروه غيرباردار ng/ml68/142/16 و در گروه باردار ng/ml20/209/14 بود. لپتين مايع فوليکولي در گروه غيرباردار ng/ml 56/273/8 و در گروه باردار ng/ml 76/207/11 و نسبت لپتين سرم به BMI نيز در دو گروه به ترتيب 62/164 و 04/255 بود كه از نظر آماري تفاوت معنيداري نداشت.نتيجهگيري: براساس نتايج اين تحقيق، لپتين سرم و مايع فوليکولي و نيز نسبت لپتين به BMI نميتواند پيشبينيکننده نتايج ART باشد و در حال حاضر نميتوان بهعنوان يك عامل پيشبينيكننده مورد اندازهگيري قرار گيرد. ضمناً پيشنهاد ميشود مطالعات بعدي در گروههاي همگنتري از نظر علت ناباروري و تعداد افراد انجام شود.